۱۳۹۰ مرداد ۱۸, سه‌شنبه

اخلاق روزنامه نگاری؟؟؟

پيشقدم یا منصف؟

در کار خبری رقابت زیاد است. بسیاری از خبرنگاران وقتی خود را موفق می دانند که زودتر از دیگران به خبری دست يابند. اما مسابقه برای پيش افتادن در رسیدن به خبر می تواند خطرناک باشد، خطری که ممکن است معیشت و یا حتی جان دیگران را تهدید کند.

* منبع شما در اداره پلیس در مورد فساد در آن اداره به شما خبر می دهد. شما به او قول می دهید که هویتش را فاش نکنید اما فراموش می کنید و در گزارشتان از او نام می برید. روز بعد او از اداره پلیس اخراج می شود.

* برای آزمايش ضبط صوت ديجيتال جديدی که در اختيارتان است، صدای يکی از دوستانتان را ضبط می کنيد که در يک تالار کنسرت کار می کند. او برای شما شايعات دست اول و شگفت انگيزی را در باره زندگی خصوصی يک ستاره مشهور که قرار است در همين تالار به اجرای برنامه بپردازد بازگو می کند. بعدا تصميم می گيريد که بدون اطلاع دوستتان اين مکالمه را منتشر کنيد. دوست شما به شدت خشمگين می شود، خانم خواننده هم همين طور؛ تا جايی که در کنسرتی که برای همان شب برنامه ريزی شده و قرار بود به طور زنده در راديوی شما پخش شود، حاضر نمی شود.

* یک پناهنده سیاسی موافقت می کند به شرطی که محل زندگی او را فاش نکنید، به شما مصاحبه بدهد. اما شما در گزارشتان تصويرهايی از محل زندگی او را پخش می کنید. دو روز بعد جسد بی جان او با دو گلوله در مغزش پیدا می شود.

در جريان عجله و شتابی که برای پخش و انتشار خبر هست، تصمیم هايی گرفته می شوند که می توانند تاثیری ديرپا بر سازمان خبری، مخاطبان آن و شرکت کنندگان در برنامه هایش داشته باشند.

در این درس با بعضی از مشکلاتی که ممکن است برای شما پیش بياید آشنا می شوید.

انصاف، صراحت و شفافيت

درست است که برخی افراد از همان ابتدا به طور کامل به من اطمينان نمی کنند، اما اين فرصت را به من می دهند تا ثابت کنم که ديدگاهشان را درک می کنم و پيامی را که می خواهند منتقل کنند، تحريف نخواهم کرد. من در کارهايم اين اصل را رعايت می کنم که اگر بخواهم از کسی سوال سخت و دشواری بپرسم، پيشاپيش به او هشدار بدهم. من پيش از اين، شيوه فريب و گمراه کردن را امتحان کرده بودم و با نتايج تلخی که برايم به بار آورد، دريافتم که اين شيوه ها جواب نمی دهد.

اندی ويوين، خبرنگار راديو بی بی سی

بخش بزرگی از قواعد بی بی سی به ارتباط صادقانه و منصفانه با کسانی می پردازد که خبر و اطلاعات را در اختيارتان می گذارند يا در برنامه های خبری شرکت می کنند و نظرات و اطلاعات خود را ارائه می کنند:

" اساس برنامه های بی بی سی انصاف، صراحت وشفافيت است. رعايت این اصل در مورد همه کسانی که به نحوی با برنامه های بی بی سی در ارتباط هستند اهميت دارد و توجه ما را به منافع برنامه، منافع کسانی که در آن ظاهر می شوند و منافع مخاطبان آن نشان می دهد. تمام این منافع، مهم هستند اما هیچ کدام خود به خود مهم تر از دیگری نیست."

اگر ما نسبت به شرکت کنندگان در برنامه منصف نباشیم، آنها در آینده ديگر به ما کمک نخواهند کرد. نداشتن انصاف و صراحت همچنین می تواند به اعتبار ما لطمه بزند و در موارد خاص به شکایت علیه ما منجر شود.

صداقت

به جز در شرایط غیرعادی، خبرنگاران باید با شرکت کنندگان در برنامه صادق و صريح باشند، حتی اگر این شرکت کنندگان حالت تخاصمی داشته باشند. قواعد بی بی سی تاکید می کند که:

"از همان ابتدای کار، برنامه سازان باید تا سرحد امکان در باره ماهیت و منظور برنامه، واضح و صريح باشند. شرکت کنندگان در برنامه ممکن است با قواعد پخش آشنا نباشند. شيوه ها و فرض هايی که برای افراد حرفه ای بدیهی است، احتمالا برای غیرحرفه ای ها معنای متفاوتی دارد."

به عنوان نمونه برای خبرنگار واضح است که مصاحبه ضبط شده، قبل از پخش، ويرايش و احتمالا کوتاه خواهد شد. اما ممکن است یک فرد غیر حرفه ای این موضوع را نداند و وقتی مصاحبه اش را می شنود ممکن است احساس کند که او را فریب داده اند چون از قبل به او نگفته اند که صحبت هایش کوتاه خواهد شد. ما وقتی از کسانی می خواهیم در تهیه برنامه خبری شرکت و همکاری کنند، معمولا باید به آنها بگوييم:

• ماجرا در باره چیست؛
• از آنها انتظار چه کمکی داریم؛
• آنها به صورت زنده در برنامه شرکت دارند یا به صورت از پيش ضبط شده؛
• صحبت هایشان کوتاه خواهد شد یا خیر؛
• اگر در بحث یا میزگرد شرکت می کنند، باید از قبل بدانند که دیگر شرکت کنندگان برنامه چه کسانی هستند.

در شرایط استثنايی، مانند شرايطی که در آن فعالیت های غیر قانونی و ضد اجتماعی افشا می شود، شاید موجه باشد که منظور واقعی برنامه مخفی بماند. اما تا جايی که امکان دارد بايد از هر گونه فريب دادن پرهيز شود و سردبيران ارشد از قبل در جريان کار قرار داده شوند.

ممنوعيت پخش

اگر روزنامه نگاران در ازای دریافت خبر قولی بدهند، باید بر سر حرف خود بایستند. به عنوان مثال، ادارات دولتی و سازمان های بزرگ، رونوشت گزارش های طولانی و پیچیده را به خبرنگاران می دهند تا قبل از پخش آنها را مطالعه کنند، به این شرط که خبر و گزارشی تا پیش از روز و ساعت از قبل توافق شده، منتشر و پخش نشود. این اطلاعات که پخش آنها به طور موقت "ممنوع" شده است، به خبرنگار فرصت می دهد تا پیش از نوشتن خبر یا گزارش، اطلاعات را مطالعه و به دقت بررسی کند. این کار به نفع همه تمام می شود.

بعضی ها ممکن است وسوسه شوند که این ممنوعيت پخش را زیر پا بگذارند و قبل از مهلت مقرر خبر خود را منتشر کنند. اما اگر این عمل بدون عذر موجه صورت گیرد خطرناک است. شما توافق خود را زیر پا می گذارید و روابط خود را با آن نهاد به خطر می اندازيد. ممکن است در آینده دیگر از پیش به شما اطلاعاتی داده نشود. از آن گذشته شما به طور قطع همکاران روزنامه نگار خود را که تصمیم گرفته اند به قرار خود احترام بگذارند و "ممنوعيت پخش" را رعايت کنند، خشمگین خواهید کرد.

حریم خصوصی

در سراسر جهان، مردم به درجات مختلف می خواهند که حریم خصوصی آنها حفظ شود. به طور کلی مردم انتظار ندارند آنچه که در زندگی خصوصی خود انجام می دهند به رسانه ها کشیده شود.

بی بی سی تنها در صورتی زندگی خصوصی افراد را به انظار عمومی می کشد که در جهت منافع عمومی باشد، مثلا وقتی که در زندگی خصوصی آنها اقدامات مجرمانه یا ضد اجتماعی انجام شده باشد.

بی بی سی می گوید:

"رفتار، مکاتبات و گفت وگوهای خصوصی افراد نبايد به انظار عمومی کشيده شود، مگر اينکه کاملا روشن باشد که به نفع همگان است که از آن آگاه شوند. ما به حريم خصوصی همه احترام می گذاریم و رفتاری منصفانه با آنها خواهیم داشت. اما در باره مسائلی که دانستن آن در جهت منافع عمومی است تحقیق و آن را افشا می کنیم."

اما بسیار مشکل است که تعیین کنیم "در جهت منافع عمومی" به چه اطلاق می شود. می توان گفت که موارد زیر نمونه های مناسبی هستند:
• يک قاضی با سردسته یک باند تبهکار ملاقاتی محرمانه دارد؛
• يک معلم موسیقی که درمنزل خود درس می دهد، به شاگردان نابالغش مشروبات الکلی و مواد مخدر تعارف می کند؛
• یک سیاستمدار که به سبب تبلیغ در باره معیارهای اخلاقی خود و انتقاد از کسانی که این معیارها را ندارند به نمایندگی مجلس انتخاب شده است، با وجود متاهل بودن، با زن دیگری روابط نامشروع دارد.

بی ملاحظگی در لحظات رنج و غم

خبرنگاران اغلب با کسانی سر و کار دارند که دچار ضربه روحی شده اند، درگیر بحرانند یا با مصیبت روبه رو هستند. در برخورد با اين اشخاص بايد حساسيت زيادی به کار گرفته شود.

قواعد اخلاقی انجمن روزنامه نگاران حرفه ای آمریکا تاکید دارد که:

"روزنامه نگاران باید در هر شرایطی به حقوق، شأن و آبرو، زندگی خصوصی و آسایش اشخاصی که در جریان گردآوری خبر با آنها روبه رو می شوند، احترام بگذارند."

به سادگی و با کمی بی توجهی، ممکن است حد و مرز آنچه قابل قبول است، زير پا گذاشته شود. مدیران، سردبیران، سیاستمداران، بینندگان، شنوندگان و خوانندگان بلافاصله خبرنگار را مورد انتقاد قرار می دهند. داستانی که در زیر می خوانید، مربوط به یک خبرنگار تلویزیون است که به دلیل بی توجهی مورد انتقاد شدید قرار گرفت:

این خبرنگار مامور تهیه گزارش در باره سقوط هواپیمايی شد که ساعتی قبل اتفاق افتاده بود. او موفق شد همسر خلبان را که از کشته شدن شوهرش بی خبر بود، پیدا کند. وقتی خبرنگار وارد منزل خلبان شد فیلمبردار همراهش دوربین فیلمبرداری را روشن کرد و از گفت و گوی خبرنگار با پسر چهار ساله خلبان که می گفت انتظار چه هدیه ای را از پدرش دارد فیلم تهیه کرد. در پایان، خبرنگار رو به همسر خبرنگار کرد و به او اطلاع داد که هواپيما سقوط کرده است. فیلمبردار نورافکن ها را روشن کرد تا واکنش خانم وحشتزده و محنت زده بهتر ضبط شود.

تنها بعد از پخش گزارش بود که تهیه کنندگان برنامه متوجه شدند خبرنگارشان چه کرده است. بلافاصله سیل انتقادها از سوی مردم و سایر رسانه ها به سوی آنها سرازیر شد. تهیه کنندگان گفتند که خبرنگارشان بی تجربه بوده و هیجان او را دست پاچه کرده است. به گفته تهیه کنندگان، کاری که این خبرنگار کرد، بیشتر حماقت بوده تا تلاشی عامدانه برای فریب دادن.

اما صرف نظر از اينکه انگيزه های اين خبرنگار برای اين کار چه بود، او مجبور شد با شرمساری حرفه روزنامه نگاری را ترک کند.

< حریم خصوصی

حق پاسخگويی >

حق پاسخگويی

هرگاه روزنامه نگاری یک فرد یا سازمان را متهم به خلاف یا بی‌کفایتی می کند، طرفی که مورد اتهام واقع شده، بايد این حق را داشته باشد که به این اتهام ها پاسخ دهد.

عدالت، انصاف و بی طرفی در این است که اجازه دهیم افراد نقطه نظر خود را منعکس کنند و به انتقادهای مطرح شده پاسخ دهند. دادن حق پاسخگويی به افراد، تعادل، بی طرفی و انصاف را در حد مناسبی تامین می کند.

خودداری

اگر شما بدانید که انعکاس نظر یک نفر برای برنامه شما مهم است اما او حاضر به گفت وگو نيست، چه باید بکنید؟

پاسخ معمول به این سوال این است که امتناع او را بپذیرید و در گزارشتان ذکر کنید که او حاضر به مصاحبه نشده است. بیننده یا شنونده شما متوجه خواهد شد که شما سعی خود را کرده اید که نظر او را هم منعکس کنید.

برای متوازن و متعادل کردن برنامه، می توانید خود، نظر آن شخص را به صورت خلاصه شرح دهید، البته اگر از نظر وی به طور کامل و دقيق آگاه هستيد. با وجود اين لازم است آن شخص بداند که به رغم خودداری او از گفت و گو با شما، گزارش یا برنامه شما پخش خواهد شد.

در مواردی نادر مانند اعمال مجرمانه یا ضد اجتماعی، می توان خواستار پاسخگويی افراد شد، اگرچه آنها گفته باشند که نمی خواهند صحبت کنند. فقط در چنین مواردی است که شما می توانید با ضبط صوت یا دوربین فیلمبرداری روشن به آنها نزدیک شوید و سوال های خود را مطرح کنید.

البته این عمل شما می تواند رفتاری مداخله جويانه، متجاوزانه و ارعاب آمیز تعبیر شود. از این رو حتما باید بتوانید آن را توجیه کنید و در عین حال واکنش آن فرد يا افراد را هم در نظر بگیرید که در بعضی موارد می تواند خشن باشد. در چنین شرایطی حتما قبل از تهیه گزارش با دبیر خود مشورت کنید.

< حق پاسخگويی

ضبط مخفیانه >

ضبط مخفیانه

دونال و تاگ مک اينتاير گزارش های جست وجوگرانه خود درباره خانه های سالمندان و آسايشگاه های معلولان ذهنی را به صورت مخفيانه تهيه کردند. در اين گزارش ها آنها دوربين ها و ميکروفن هايی را نشان می دهند که زير لباس خود جاسازی کرده بودند. در جريان تهيه اين گزارش ها، نزديک بود هويت واقعی هر دو برادر فاش شود. يک بار زنی به تاگ گفته بود: "يه چيزی در باره تو عجيبه؛ من احساس می کنم که انگار قراره سر از يه مستند بی بی سی در بيارم."

در گذشته دستگاه های ضبط مخفی صدا و تصویر را فقط در فيلم های جاسوسی می شد دید. اما امروزه دوربین های فیلمبرداری و میکروفن های جدید، این کار را ساده کرده اند. ضبط مخفیانه می تواند شواهد مستند را در اختیار خبرنگار و مخاطبان بگذارد. اما اين کار در عین حال چند سوال اخلاقی هم ايجاد می کند.

مهم تر از همه این است که به افراد حق انتخاب داده نمی شود. آنها ممکن است رفتاری داشته باشند یا حرفی بزنند که اگر می دانستند صدا یا تصویرشان ضبط می شود، آن حرف را نمی زدند یا رفتار خود را تغییر می دادند.از این رو، بی بی سی اجازه ضبط مخفیانه را تنها در شرایط خاصی صادر می کند:

• افشای جرایم جدی و کارهای ضد اجتماعی که از پيش شواهد و مدارک کافی در مورد آن وجود دارد؛
• جمع آوری اطلاعات در شرایطی که این کار به صورت علنی ممکن نیست، از جمله در کشورهايی که قانون اجازه برنامه سازی آزاد و مسئولانه را نمی دهد؛
• به عنوان روشی برای تحقیقات اجتماعی در جايی که روش های دیگر کارگر نیست.

بی بی سی از خبرنگاران و سردبیران خود می خواهد که قبل از ضبط مخفی، به سوالات زیر پاسخ دهند:

• آیا راه دیگری برای جمع آوری اطلاعات به جز ضبط مخفی وجود دارد؟
• آیا این ضبط در یک ملک خصوصی صورت می گیرد؟ در این صورت باید توجیه قانع کننده تری داشته باشید؛
• اگر به غیر از فردی که به دنبالش هستید شخص دیگری هم در فیلم ظاهر شود یا صدایش ضبط شود، چگونه او را پنهان نگاه می دارید؟
• آیا اطلاعات جمع آوری شده به اندازه کافی نشان دهنده یک رفتار مجرمانه یا ضد اجتماعی است و آیا منتشر کردن آن واقعا در جهت منافع عمومی است؟
• آیا جانب انصاف را در مورد کسانی که با انتشار این اطلاعات مورد انتقاد قرار می گیرند، رعایت کرده اید؟
• آیا به آنها حق پاسخگويی داده اید؟

تهیه گزارش های مخفی هم حتما باید با مشورت با دبیران و مشاوران حقوقی نشریه انجام شود. از مشاوران حقوقی خود بپرسید در صورتی که وارد حریم خصوصی افراد شوید و صدا یا تصویر کسی را ضبط کنید دادگاه چه عکس العملی نشان خواهد داد و چه توجیهی می‌تواند محکمه ‌پسند باشد.

< خودداری

ناشناس ماندن >

ناشناس ماندن

به طور کلی، مخاطبان انتظار دارند نام و شغل افرادی که در رادیو و تلویزیون با آنها مصاحبه می شود، مشخص باشد. این امر به بیننده یا شنونده کمک می کند خود قضاوت کند که نظر فرد مصاحبه شونده معتبر است یا نه.

در برخی مسائل حساس، مصاحبه شونده ممکن است بخواهد هویتش مخفی بماند. بعضی از دلائل قبول این تقاضا به این شرح است:
• زمانی که ایمنی مصاحبه شونده به خطر بیافتد؛ مثلا وقتی که مصاحبه شونده تحت آزار و اذيت است؛
• زمانی که مصاحبه باعث تحقیر و خجالت زدگی مصاحبه شونده شود؛ مثلا کسانی که مورد تجاوز جنسی قرار گرفته اند اغلب از این گروه هستند؛
• زمانی که مصاحبه شونده به دلایل قانونی نبايد هويتش آشکار شود، مانند : کسی که دادگاه به او دستور داده هويتش را آشکار نکند، نه کسی که سعی دارد از قانون بگریزد.

هرگونه مذاکره ای با مصاحبه شونده و سردبیران ارشد در باره ناشناس ماندن باید قبل از تهیه خبر یا برنامه صورت گيرد. ناشناس ماندن درجات مختلف دارد و بسیار مهم است که درجه آن قبل از مصاحبه روشن شود:

• مصاحبه شونده نمی خواهد نامش ذکر شود، اما اعتراضی ندارد که صورتش نشان داده شود یا صدایش پخش شود؛
• مصاحبه شونده می خواهد احتياط کند ولی می داند که بستگان یا اطرافیان نزدیکش ممکن است او را شناسايی کنند؛
• مصاحبه شونده مایل است ناشناس بماند اما می داند که در آینده ممکن است در اثر اقدام پلیس یا دادگاه هویتش فاش شود؛
• ناشناس ماندن کامل بدون احتمال فاش شدن هویت در آینده.

به یاد داشته باشید تقریبا غیر ممکن است بتوان گزینه آخر را به کسی قول داد، چون ممکن است دادگاه به شما دستور بدهد که هویت مصاحبه شونده را فاش کنید و گرنه زندانی خواهید شد.

کافی نيست که با مصاحبه شونده توافق کنيد که نام و هويت او را مخفی نگه می داريد. بايد پيشاپيش روشن کنيد که تا کجا می توانيد به اين قرار پايبند بمانيد.
همان گونه که مت ولز، روزنامه نگار بريتانيايی می گويد: "در اين زمينه هيچ قاعده محکم و صريحی وجود ندارد. هيچ تعريف حرفه ای مشخصی از 'اطلاعات خصوصی' و 'نقل قول های غيرقابل استناد' ارائه نشده است."

تضمین ناشناس ماندن

اگر به کسی قول ناشناس ماندن داده می شود، باید به اين قول عمل کرد. این کار در تلویزیون مشکل تر است چون هم تصویر و هم صدای فرد پخش می شود.

صدا:
• اندکی کم یا زیاد کردن سرعت ضبط، باعث زیر یا بم شدن صدا و پنهان ماندن آن می شود اما به مقدار کم؛
• با برنامه های کامپیوتری تدوین دیجیتال می توان صدا را با شیوه های مختلفی تغییر داد؛
• مطمئن ترین و شاید ساده ترین شیوه، جایگزین کردن صدای مصاحبه شونده با صدای فرد دیگری است که گفته های او را مجددا ادا کند.

تصویر:
• نشان دادن نیمرخ تاریک شده با اینکه بسیار معمول است زیاد کارگر نیست. بیننده می تواند با زیاد کردن نور و کم کردن "کنتراست" اثر کار شما را از بین ببرد؛
• "شطرنجی يا پیکسلی" کردن تصوير با استفاده از امکانات ديجيتال، تمام يا قسمتی از تصوير را به صورت مجموعه ای از مربع های رنگی در می آورد. اما بعضی از بینندگان می گویند که با چپ کردن چشم هایشان می توانند تصویر اصلی را ببینند (سعی کنيد!)، در واقع با استفاده از ابزار الکترونیکی هم می توان تصویر را به صورت اصلی درآورد؛
• تار کردن قسمتی از تصویر در زمان تدوین موثر است؛
• یک شیوه ساده و معمولا موثر، تار کردن طبیعی تصویر است مثل فیلم گرفتن از سایه فرد، از تصویر او در آب روان رودخانه و یا از پشت لیوان پر از آب؛
• ایمن ترین شیوه این است که از صورت و قسمت هايی از بدن آن فرد که می تواند منجر به شناسايی او شود تصویربرداری نشود؛ مثلا مدل غیرمعمولی مو یا لباس که به سادگی قابل شناسايی است.

در صورتی که حتما بايد تضمين کنيد که هویت مصاحبه شونده در آینده فاش نخواهد شد، تمام نوارهای مادر و یادداشت ها باید از بین بروند. در هر صورت چنین نوار تدوین نشده ای نباید در بایگانی باشد چون ممکن است زمانی به اشتباه مورد استفاده قرار گیرد.

معمول است که علت پنهان نگاه داشتن هویت مصاحبه شونده به مخاطبان توضیح داده شود:
"رشید با پرداخت ده هزار دلار در حالی که زیر اطاق کامیون جاسازی شده بود به اروپا آورده شد. قاچاقچیان گفته اند که هرکسی را که بگويد چگونه به اروپا رسيده، خواهند کشت. به این دلیل، ما موافقت کردیم که صورت او را نشان ندهيم. نام واقعی او هم رشید نیست."

در کار خبری رقابت زیاد است. بسیاری از خبرنگاران وقتی احساس رضايت می کنند که زودتر از دیگران به خبری پی ببرند. اما مسابقه برای پيشقدم بودن در رسیدن به خبر می تواند خطرناک باشد، خطری که ممکن است معیشت و یا حتی جان افراد را تهدید کند.

اگر نسبت به شرکت کنندگان در برنامه منصف نباشیم، آنها در آینده به ما کمک نخواهند کرد. نداشتن انصاف و صراحت همچنین می تواند به اعتبار ما لطمه بزند و در موارد خاص به شکایت علیه ما منجر شود.

صداقت:
به جز در شرایط غیرعادی، خبرنگاران باید با شرکت کنندگان در برنامه صادق و صريح باشند، حتی اگر این شرکت کنندگان حالت تخاصمی داشته باشند. ما وقتی از کسی می خواهیم در تهیه برنامه خبری شرکت و همکاری کند، معمولا باید به او بگويیم:
• ماجرا درباره چیست؛
• از آنها انتظار چه کمکی داریم؛
• آنها به صورت زنده در برنامه شرکت دارند یا به صورت از پيش ضبط شده؛
• صحبت هایشان کوتاه خواهد شد یا نه؛
• اگر در بحث شرکت می کنند، باید از قبل بدانند که شرکت کنندگان ديگر برنامه چه کسانی هستند.

حریم زندگی خصوصی:
مردم اروپای غربی و آمریکای شمالی نمی خواهند زندگی خصوصی آنها به رسانه ها کشیده شود. گاهی پخش بخش هایی از زندگی خصوصی افراد واقعا در جهت منافع عمومی است، مثلا وقتی که شامل اقدامات مجرمانه یا ضد اجتماعی باشند.

بی ملاحظگی در لحظات غم و رنج:
در برخورد با کسانی که دچار ضربه روحی شده اند، درگیر بحرانند یا با مصیبت روبه رو شده اند، بايد حساسيت زيادی به کار گرفته شود.

حق پاسخگويی:
هرگاه روزنامه نگاری یک فرد یا سازمان را متهم به خلاف یا بی کفایتی می کند، طرفی که مورد اتهام است بايد اين حق را داشته باشد که به این اتهام ها پاسخ دهد.

حق امتناع:
اگر شما بدانید که نظر یک نفر برای برنامه شما مهم است اما او حاضر به گفت وگو نيست، معمول ترين کار این است که امتناع او را بپذیرید و در گزارشتان ذکر کنید که او حاضر به مصاحبه نشده است. بیننده، شنونده يا خواننده شما متوجه خواهد شد که شما سعی خود را کرده اید که نظر او را هم منعکس کنید. برای متعادل و متوازن کردن برنامه می توانید نظر آن شخص را خودتان به صورت خلاصه شرح دهید، البته اگر به صورت کامل و دقیق از نظرات وی آگاه هستيد. با وجود اين، لازم است که آن شخص بداند به رغم خودداری از گفت وگو با شما، گزارش یا برنامه شما پخش و منتشر خواهد شد.

در مواردی نادر مانند اقدامات مجرمانه یا ضد اجتماعی، می توان خواستار پاسخگويی افراد شد ، اگرچه آنها از پيش گفته باشند که نمی خواهند صحبت کنند. فقط در چنین مواردی است که شما می توانید با ضبط صوت یا دوربین فیلمبرداری روشن به آنها نزدیک شوید و سوال های خود را مطرح کنید.


ضبط مخفیانه:

ضبط مخفیانه می تواند شواهد مستند را در اختیار خبرنگار و مخاطبان بگذارد. اما اين کار در عین حال چند سوال اخلاقی را هم ايجاد می کند. از این رو، بی بی سی اجازه ضبط مخفیانه را تنها در شرایط خاصی صادر می کند:

• افشای جرایم جدی و کارهای ضد اجتماعی که از پيش شواهد و مدارک کافی در مورد آن وجود دارد؛
• جمع آوری اطلاعات در شرایطی که این کار به صورت علنی ممکن نیست، از جمله در کشورهايی که قانون اجازه برنامه سازی آزاد و مسئولانه را نمی دهد؛
• به عنوان روشی برای تحقیقات اجتماعی در جايی که روش های دیگر کارگر نیست.

بی بی سی از خبرنگاران و سردبیران خود می خواهد که قبل از ضبط مخفی، به سوالات زیر پاسخ دهند:

• آیا راه دیگری برای جمع آوری اطلاعات به جز ضبط مخفی وجود دارد؟
• آیا این ضبط در یک ملک خصوصی صورت می گیرد؟ در این صورت باید توجیه قانع کننده تری داشته باشید؛
• اگر به غیر از فردی که به دنبالش هستید شخص دیگری هم در فیلم ظاهر شود یا صدایش ضبط شود، چگونه او را پنهان نگاه می دارید؟
• آیا اطلاعات جمع آوری شده به اندازه کافی نشان دهنده یک رفتار مجرمانه یا ضد اجتماعی است و آیا منتشر کردن آن واقعا در جهت منافع عمومی است؟
• آیا جانب انصاف را در مورد کسانی که با انتشار این اطلاعات مورد انتقاد قرار می گیرند، رعایت کرده اید؟
• آیا به آنها حق پاسخگويی داده اید؟

ناشناس ماندن:
در برخی مسائل حساس، مصاحبه شونده ممکن است بخواهد که هویتش مخفی بماند. ناشناس ماندن درجات مختلف دارد و بسیار مهم است که ميزان آن قبل از مصاحبه روشن شود. اگر به کسی قول ناشناس ماندن داده می شود، باید به اين قول عمل کرد.
صدا:
• اندکی کم یا زیاد کردن سرعت ضبط، باعث زیر یا بم شدن صدا و پنهان ماندن آن می شود اما به مقدار کم؛
• با برنامه های کامپیوتری تدوین دیجیتال صدا می توان صدا را با چندین شیوه تغییر داد؛
• مطمئن ترین و شاید ساده ترین شیوه جایگزین کردن صدای مصاحبه شونده با صدای فرد دیگری است که گفته های او را مجددا ادا کند.
تصویر:
• نشان دادن نیمرخ تاریک شده با اینکه بسیار معمول است زیاد کارگر نیست. بیننده می تواند با زیاد کردن نور و کم کردن "کنتراست" اثر کار شما را از بین ببرد؛
• "شطرنجی يا پیکسلی" کردن تصوير با استفاده از امکانات ديجيتال، تمام يا قسمتی از تصوير را به صورت مجموعه ای از مربع های رنگی در می آورد. اما بعضی از بینندگان می گویند که با چپ کردن چشم هایشان می توانند تصویر اصلی را ببینند (سعی کنيد!)، در واقع با استفاده از ابزار الکترونیکی هم می توان تصویر را به صورت اصلی درآورد؛
• تار کردن قسمتی از تصویر در زمان تدوین موثر است؛
• یک شیوه ساده و معمولا موثر، تار کردن طبیعی تصویر است مثل فیلم گرفتن از سایه فرد، از تصویر او در آب روان رودخانه و یا از پشت لیوان پر از آب؛
• ایمن ترین شیوه این است که از صورت و قسمت هايی از بدن آن فرد که می تواند منجر به شناسايی او شود تصویربرداری نشود؛ مثلا مدل غیرمعمولی مو یا لباس که به سادگی قابل شناسايی است.

اگر حتما لازم است تضمین شود که هویت مصاحبه شونده در آینده فاش نشود، تمام نوارهای مادر و یادداشت ها باید از بین بروند. در هر صورت چنین نوار تدوین نشده ای نباید در بایگانی باشد چون ممکن است زمانی به اشتباه مورد استفاده قرار گیرد. معمول است که علت پنهان نگاه داشتن هویت مصاحبه شونده برای مخاطبان توضیح داده شود.

چگونه فیلم برداری کنیم به صورت ابتدایی؟؟؟

,d

فلم برداری

Video filming

ترتیب و تنظیم وسایل

همیشه با خود مایع تطهیر کننده، وسیلۀ ی که گرد و خاک را با فشار هوا دور میکند، و پوش لینز حمل نمائید.

در ختم هر روز لینزها و کمرۀ تانرا از گرد و خاک پاک کنید. همیشه برای رفتن آماده باشید. بطری هایتان باید همیشه مکمل چارج داشته باشد و در هر لحظه یی که فرمان داده شود کمره هایتان آماده فلمبرداری باشد.

همیشه کمره باید خشک نگهداشته شود!!! در صورتیکه کمره تر شود، بطری آن فوراً کشیده شود حتی اگر کمره روشن هم نباشد. آب و رطوبت را با یک پارچۀ تکه خشک نمائید. در صورتیکه آب در داخل کمره داخل شده باشد کمره را فوراً به بخش تخنیکی ارسال نمائید. اگر اینکار امکان نداشته باشد جهت راه حل فوری از موی خشک کن استفاده کنید. احتیاط کنید که کمره از بین نرود. (موی خشک کن را با کمره بسیار نزدیک نسازید.) قبل از استفاده، اول موی خشک کن را با دست تان امتحان نمائید که هوای گرم را با فشار ملایم از کدام فاصله گرفته میتوانید بعداً آنرا برای خشک کردن کمره برای یک دقیقه استفاده کنید. اینکار حد اقل میتواند عدسیۀ کمره شمار را از تخریب شدن نجات دهد... این کاریست که همیشه باید در قدم اول انجام شود.

شات های ابتدایی برای برای اخبار برنامه سازی و غیره

شات بسیار زیاد وسیع

شات EWS اکثرأ منحیث یک شات تعیین کننده بمنظور نشان دادن تمام جائیکه ازآن گزارش داده میشود به بیننده بکارمیرود.

(VWS شات بسیار وسیع (

این شات بسیار به هدف نزدیک میباشد. دراین مورد هدف قابل دید میباشد این شات همچنان منحیث یک شات تعیین کننده کارمیدهد. – مثلأ، یک شات که دربرگیرندۀ تمام یک خانه باشد.

(WS شات وسیع (

هدف کاملأ و مشخصأ داخل چوکات دیده میشود. مثلأ، اگر هدف یک (شخص ) باشد پس شات او را کاملأ در داخل چوکات طوری میگیرد که یک اندازه جای بالای سر و همچنان پاهایش باقی میماند.

شات متوسط

بعضی بخشهای از هدف را طوری نشان میدهد که بیننده احساس کند که گویا تمام هدف را میبیند. این حالت مشابه به حالت است که شما درحال صحبت کردن با کسی هستید وبطرف وی می بینید. دراین حالت شما تنها بطرف روی آنشخص دیده و به دیگر اعضای وجود اش توجه نمیکنید بنأ اگر عین حالت درتصویر مدنظرگرفته شود پس دیگر اعضای همچو یک تصویر غیرضروری است.

(MCU متوسط (Close up شات

این شات طوری است که در میان شاتهای MD و CU واقع شده است و بدون نزدیک شدن زیاد چهره را بطور واضح نشان میدهد.

(CU)Close up شات

شات CU اکثراً برای گرفتن چهره در حالت احساسات بکار میرود. همچنان این شات برای گرفتن دستها در حال اجرای کاری مثلاً ، در حال صحبت در گوشی تیلیفون و یا در حال نوشتن که میتواند یک ترانزشن عالی را نشان دهد.

(Close up (ECU بسیارزیاد

این شات نسبت به CU نزدیکتر بوده ولی برای عین مقصد بکار میرود که معمولاً برای حالات احساسات قوی مانند اندوه استفاده میشود.

Tilt & pan

حد اقل طول ثبت یک شات Tilt و pan 9 ثانیه است. اگر یک خبرنگار تصویری متجرب بخواهد یعنی سر کمره را تا وبالا و به یک زاویه حرکت بدهد(بخش حرکت کمره را ببنید) پس درابتدا به اندازۀ 9 ثانیه را اجرا کرده و بعد ازاینکه حرکت کمره ختم شد 9 ثانیه دیگر را ثابت ثبت کند. اما حد اوسط برای یک نما تنها سه ثانیه میباشد .

برای تازه کاران مهم است که تمام شات های شان را بطور ساکن بگیرند .تازه کاران معمولأ متمایل میباشند که کمره را در جریان گرفتن شات شان حرکت بدهند. در بخش شوتنگ اخبار امکان حرکت دادن کمره موجود است ولی تازه کاران باید در ابتدا زمانی که درمورد یک هدف منتخب آموزش میبینند کمره را کاملأ ساکن نگهدارند.

قاعده سوم (همچنان بعنوان قاعدۀ طلایی مشهور است)

این قاعدۀ کلاسیک میگوید که هر کمپوزیشن یک شات باید تقسیم بر سه گردد

مثال ها:

Zoom

: این شات هدف را نزدیک ساخته و بزرگ میسازد. یادداشت: این شات به استثنای Stand up در مورد اخبار قابل استفاده نمیباشد.

کمپوزیشن و فریمنگ شات ها

شیوه های زیاد کمپوز نمودن شات نظر به اهداف شات تان موجود است. شما باید بدانید که چه شامل شات است و چه نیست.

قاعدۀ 180 درجه

اگر شما یک صحنه را شوت میکنید یک خط تصوری در وسط آن ترسیم نمایید و در آن داخل نشوید.

مثلأ: اگر دو نفر با هم صحبت میکنند خط تصوری را در میان آنها مانند شکل پایین ترسیم نمایید.

اگر شما از این خط عبور نمائید در زمانی ادیت آن، همه چیز نامنظم یا در سمت غلط معلوم خواهد شد. یعنی اشخاص که با هم صحبت میکنند طوری معلوم خواهند شد که روی به روی یکدیگر قرار ندارند.

نتیجه نهای

پس بیاید تمام شات های که تا حالا گرفته ایم با هم یکجا نمایم .

این یک نمونه است و عین قاعده برای تعمیرات، حیوانات و نباتات بکار میرود، به استثنای اینکه شما در اخیر با این سه مورد متذکره مصاحبه ای انجام نمیدهید. در آغاز به همین فورمول پابند باشید هیچگاهی مرتکب اشتباه نخواهید شد... این کار گارانتی شده است!

شوتنگ (فلمبرداری) مصاحبه ها

قبل از مصاحبه :

- در مورد یک موقعیت مناسب برای مصاحبه تصمیم گرفته شود. پشت صحنه تصویری و هم چنان آواز پشت صحنه را بخاطر داشته باشید. کوشش زیادی بخرچ دهید تا پشت صحنه را با مصاحبه شونده ربط دهید. مثلاً: در مصاحبه با یک پولیس، او در پیش روی یک لوحۀ پولیس، حوزۀ پولیس، موتر گزمه، نوار نشان دهندۀ صحنه یی از جرم قرار داده شود. قاعده طلایی (گولدن) تلویزیون را بخاطر داشته باشید: حتی اگر صوت هم خاموش باشد بیننده باید قادر باشد که شخص روی صفحه تلویزیون را شناسایی نماید.

- زمان مصاحبه را تعیین نموده سؤالها را پیش از پیش آماده سازید.

- در مورد مصاحبه شونده تحقیق نمائید.

- متوجه باشید چه نوع مایکروفون برای مصاحبۀ تان مناسب است. قبل ازینکه مصاحبه شروع شود مطمئن شوید که میزان صوت درست باشد.

- قبل از رسیدن به محل مطمئن شوید که وسایل و بطری های تان امتحان شده اند و بصورت درست کار میکنند.

- کوشش نمائید که پیشتر از وقت به محل مصاحبه برسید و کوشش نمائید تا قبل از آمدن مصاحبه شونده و آماده شدنش تمام وسایل تان را نصب نمائید.

در جریان مصاحبه

- از پشت صحنه آگاه باشید که آیا حواس را پراگنده میسازد و یا اینکه در مورد موضوع مصاحبه چیزی علاوه مینماید.

- کوشش نمائید که واضح و درست راجع به اصل موضوع صحبت نمائید. از پرسیدن سؤالهای که به بلی و نخیر جواب داده میشوند، خود داری شود

- اگر مصاحبه شونده عینک شیشه سفید پوشیده باشد، متوجه باشید که شعاع لایت در آن منعکس نشود. مصاحبه شونده هیچ گاهی عینک شیشه سیاه نباید بپوشد الی اینکه نابینا باشد.

- اگر مصاحبه شونده در مورد چیزی صحبت میکند که از شات بیرون است بعداً از آن چیزها شات گرفته شود تا در وقت ایدیت از آن استفاده گردد. مثلاً: اگر یک شخص در مورد یک نوع گل مورد نظر خود صحبت میکند لحظات بعد شما باید از همان گل شات بردارید.

بعدا از مصاحبه

- بعد از ختم مصاحبه از شخص تشکری نموده ویزت کارت شانرا بگیرید

- قبل از ترک کردن محل، صوت و تصویر را چک نمائید تا در صورت کدام نواقصی مصاحبه دوباره از سر گرفته شود.

- شخص مصاحبه شونده باید درست در محراق روشنی قرار داشته باشد. در صورت نبود لایت کافی و خوب، آنها را در نزدیک کلکین و یا در بیرون از اتاق بنشانید. و مطمئن شوید که بالای همان طرف روی مصاحبه شونده که به سکرین نزدیکتر است، لایت کافی باشد

۱۳۸۹ آبان ۱۹, چهارشنبه


ولایـت بــامــیـان

بامیان درقسمت شمال وشمالشرق هزاره جات ودراغوش شاخه های جنوبی هند وکش وشمال کوه بابا در ارتفاع تقریباً سه هزار متر موقعیت دارد. بامیان در بنداهش بنام(بامیکان)ودر قرن پنجک قبل از میلادبنام (فان-یانگ)ودرسال 632 میلادی (فان-ین-نا)یاد شده است. دراوائیل قرن اول میلادی کوشانی هابه قدرت رسیدندوبامیان مرکزدین بودائی راپیدانمودکار اعماربودای35متری با معابد وسموچ های اطراف آندراواخرقرناول درعصرکنیشکا آغاز وتاقرندوم میلادی دوام کرد وساختمان بودائی 53متری-مجتمع پیکره های بزرگ وکوچک-معابد استوپه ها- سموچها وآبدات دیگر چند قرن رااحتواکرده است درانی دوره بامیانحیثیت مرکزدین بودائی راپیدا کرده اند.پس ازدوره کوشانی ها-تنی چند بنام شیران بامیان که از احفاد کوشانی ویفتلی بودند دربامیان وحواشی آن حکومت میراندندحکمروائی این سلسله قبل از اسلام ومدت ها بعد از آن نیزادمه یافته است .بامیان روی معبر کاروان روفدیم میان بلخ وپسشاوربنام راه معروف ابریشم قرارگرفته بود. پیکره های عظمی بودا-معابد منقوش وچندین هزار سموچ بامیانرااز نظر آئین وهنر بودائی مشهور ساخته است.مطالیعات نشان میدهد دردوره دوم عمر زمین انی نواحی همه زیر آب بوده وباعروج کوه های هندوکش وبابا از آب-درعصر سوم-شمسبی خت- خوارزمی ها در بامیان حکومت کردند باشکست خوارزم شاه شهر غلغله توسط لشکر چنگیز خان تنخریب و به بامیان آسیب زیادیوارد گشت. اولاده چنگیزخان چندین قرن در بامیان ودیگرمناطق غر جستان حکومت کردند وبعداًاولاده تیمور انگ درین ساحه تسلط یافتند ودر ئمان سلصان حسین بایقرا-غرجستان استقلال خود راآعلان کرد وبرای مدت هشتاد سال امرای ارغونیه دربامیانوغر ببودند.
بامیان دارای آثار تاریخی ذیل است که عبارتند از شهر غلغله ،شهر ضحاک،شهر سرخشک،دره ککرک ،در فولادی وچهلستون وهم جنان در مربوطات بامیان بندامیر ومعدنحاجیگگ نیز قرار دارن بامیان در زمانهای احمد شاه درانی ،شاه محمود سدوزائی ،امیر دوست محمدخان،امیر شیر علی خان،درجنگ های ذات البینی دست دست میشد وگاهی استقلال خود را حفظ کیکردودرزمان امیر عبدالرحمن پایگاه نظامی بخش شمالی جنگ ده ساله امیر عبدالرحمن بامردم غرجستان راتشکیل میداد.
براساس تقسیمات ملکی سال 1300 شمسی بامیان حاکم نشین درجه اول ومر بوط وولایت کابل بود که بعداًوابسته به حکومت اعلی پروان شد ودرسال 1338 شمسی بامیان به حکومت اعلی اربقایافت ودرسال 1343 شمسی تشکیل آن به ولایت ارتقاداده شد که تاهوز به همانحالت ولایت درجه سوم قراردارد که کدام تغیری درتشکیل آن بوجود نیامده است . مرکز ولایت شهر بامیاناست ولسوالی یکاولنگ ،پنجاب ،ورس،شیبر،سیغان،کهمرد مربوط آن می باشند .

پنجاب
بعداز سال 1300شمسی به مدت تقریباً 40سال مرکز حکومت کلان دایزنگی بود که حکومت های محلی یکاوانگ ،لعل وسر جنگل،دایکندی ،شهر ستان وبهسود از لحاظ تشکیلات اداری به آن مربوط بودند قبل ازآن تاریخ مرکز حکومت کلان دازنگی خوردک تخته قراز داشت. حاکمیت های مستبد تا آگاهی تمام سعی نمودتا هزاره ها رااز لحاظ اداری ،سیاسی وقرهنگی در بحران ومحرومیت نگهدارند. پس یک جامعۀ بحران زده،فقیر وابسته به اقتصاد بدوی،محصور باطططبیعت سرد وخشن،فاقد مرزهای بیرونی ،به سادهگی می تواند محل تانخت وتاز نظام های ،خود کامه وسستبد، وافع گردد.
مردم هزاره رااگاهانه پارچه کرده اند. عدۀ رابه نام اسماعیلیه ،عدۀ رابه نام سنی وعدۀ را بهشیعۀ اثنی عشر ،از هم جداکرده اند، تا بااین نفاق بتوانند از حضوری جسمی وتاریخی هزاره ها جلوگیری نمایند . بهترین زمین های هزاره جات رابه خود هزاره توزیع کرده اند.درساختار های اداری سرزمین جامعۀ هزاره،تغیرات فاحش واردکرده وتقریباً همه ولایات هزاره نشین را درساختار های دیگر مناطق شامل ساختند تا از وحدت سرزمین هزاره ها به مثا به یک "ایالت"جلوگیری نموده باشندو به این هم بسنده نکردند بلکه همه ساله، کوچیها رااز آن سوی مرزها به هزارهجات کشانیدند تا مواشی آنها از علفچرهای انی مناطق،استفاده کنند

آقای نواندیش: درین باره مینویسد
«هزاره جات وعمدتاًدر مناطق دایزنگی درواقع شش ماه زمستان است. زمین های خشک وکم حاصل دارد. از اشجار مثمر، به استثنای مناطق دایکندی وشهرستان،خبری نیست،کوهها صعب العبور است راه های تنگ وبزرو دارد مرکی که هزاره جات رابه کابل وصل میکند،خامه وترددترانسپورتدرآنخطرناک بوده که هرلحظه خطر سقوط می رود واینسرک درزمستان های طولانی هزاره جات،قابل استفاده نمی باشد. علفچرها به آنحدی نیست که بتواند محل چراگۀدههاهزار مواشی کوچی ها گردداکثر کوههای هزارهجات خشک وبی آب وعلف است. خلاصه طبیعت هم کدام سخاوت نسبت به هزاره هانداشته تابتوان سرزمینآنراسرزمین غنی بنامیم.به جزءآنکه سرک شاهراه آسیائی هزاره جات رابه مرکزوصل نماید بند های برق اعمارگردد، معادن کوهها استنخراج گردد،از آهن کوتل حاجی گک استفاده شود سرب وذغال فراوان که درهزاره جات موجود است،موردبهره برداری قرارگیردو...آنگاهچهرۀ سرزمین هزاره جات تغیر خواهد نمودومردم ازاسارت اقتصاد طبیعی وبدوی به یک اقتصادسازمان یافتۀ امروزی عبور خواهند کرد. امامااکنون از این دست آوردها بیسیا ر دور هستید وتاجای که دیده می شود نیت "خودی "ها هم نیت دلسوزانه وبهتود خواهانه نسبت به جامعۀ هزاره نیست چه رسد به دیگران که درپی اندیشۀ خواستگاه وجایگاۀ خوش اند.بس ازکودتای ثور 1357،فعل وانفعالات که صورت گرفت کوچیها نتوانستند که به هزاره جات بر گردند.اگر دورۀ طالبان راازین رده خارج کنیم،تنها سال پار کوچیها بارفتن خویش به صوب بهسود مربوط ولایت میدان وردک بامقاومت شدیدی مردم محل مواجه گردیدند. اکنون که ایدۀ برگشتاندن کوچی به هزاره جات مطرح است ذکر چند نکته رالازمی میدانم :
1-حوادث قریب به سه دهه درافغانستان همانگونه که در ذهن وادیشۀ همه هموطنان ماتاثیر گذار،بدیهی است که جامعۀ هزاره نمیتوان ازاین امر سمستثنی ساخت.
2-امن ترین نقطه افغانستان سرزمین هزاره جات است. باحضضور مجددکوچی ها این ثثبات برهم می خورد.ف درکنار سایر ناآرامی ها کشور باچالش جدیندی مواجه خواهدشد.
3-طلسم استبداد حکومت های محلی به مثابه پشتیبان کوچی ها درذهن هزاره ها شکسته است. مسلماً که حکومت های فعلی محلی نمیتوانند حامی کوچی ها باشند.
4-ادعای زمینها به اصطلاح متعلق به کوچی ها به هیج عنوانی بنیان حقوقی ندارد چون این زمین ها بازور وپشتیبانی همه جانبۀ حکومت های محلی از سوی کوچی ها غصب گردیده است.
5- باتوجه به گشت وگذار کوچی هادر پاکستان،تصور محض نخواهد بود که عوامل نفوذی پاکستان درمینان آنها نباشند.ف پاشستان به بی ثباتی هزاره جات مانند سایر مناطق افغانستان بی علاقه نمی باشد.
ازدید این قلم به جای اینکه کوچی هارا به هزاره جات برگردانند مسله اسکان آنها باید درسطح ملی باطرح یک استراتژیدقیق مطرح شود. این یک معضلۀ ملی است که نباید اربابان قدرت آنراسطحی بنگرند. برخورد بااین پدیده از صلاحیت یک کمیسیون بالا بوده باید پارلمان افغا نستان به آن رسیده گی نماید .
ورنه اگرایدۀ برگردانیدن کوچی ها به هزاره جات جامۀ عمل بپوشد،میزان ثبات درمناطق مرکزی بهم خورده وطراحان این ایده به دستان خویش راکشور رابا چالش جدیدی مواجه خواهند ساخت. زیرامردمان این مناطق آرزوی برگشت کوچی هاراندارند وبه محض برگشت آنها از شرزمین های شان دفاع می نمایند.
درگذشته کوچی هادر سراسر هزاره جات به سوی علفچرها،هجوم می آوردند. وبر فراز کوهها وتپه ها غژدی های شانرابرمی افراشتند ومناطق هر خیل از قبل معلوم بود ودر این مواقع هزاره ها از تردد به این منازق خودداری میکردند. اماآنها وقتی که علفچرها را برای مواشی شان کافی نمیدانستند،در شب ویا روز به زمین های زراعتی مردم محل هجوم می آوردند .زمینی که به هزار کشقت آنهم به شکل بدوی آن کشت گردیده بود. در برابر چشمان کشت گران آنها،چراگاۀ مواشی کوچی ها میگردید. وقتی از تحمل مردم خارج می شد دوباره درگیری آغازمی گردید واگراین تنش به مرگ کسی از کوچی ها می انجامید،دیگر ساکنان آنقریه وبا قصبه امید زیستن در سرزمین شان رانداشتند. زندان ،شکنجه وتبعید لازمۀ مردان قریه بود. امااگرهزاره ای کشته میشد بازخواستآن درحکومت محلی می خوابید وتامرکز ولایت هم نمی رسید وسرانجام قاتل برائت می یافت. اززمانی که کوچی هابه هزاره جات می آمدند تا بزگشت شان به سمت پشاور،حکومت های محلی وظیفۀ حراست از آنهارا به عهده داشتند. ملک های کوچی طوررفتار می کردند که هیچ تفاوت میان آنها وحاکم محلی وجود نمی داشت . به همین دلیل ملک ها بخش اززمین های زراعتی هزاره هاراتصاحب کردند وبه نام خودشان ازحکومت های محلی حامی خویش ،قبالۀشرعی گرفتند. نمونه های بسیار متعددی دررابطه به حمایت بلامنازع حکومت های محلی ومراکز ولایات هزاره نشین وجود دارد که دراین مختصر یادآوری همۀ آنها میسرنمی باشد. یک نمونۀ درسال 1354ه.ش درولسوالی پنجاب ولایت بامیان .فبه وقوع پیوست؛
مردم ولسوالی های پنجاب،نکاولنگ وورس،از چرانیدن مواشی کوچیها بالای زمین های زراعتی شا به مرکز ولایت سکایت بردند. باالخره قوماندان امنیۀ ولایت ازذکر نامش خودداری می کنم موظف گردید که به حل انی ماجرابپردازد. مجلس بزرگی از مران کوجی ها وموسفیدان،اربابان وعلمای مناطق متذکره درولوالی پنجاب تدویر یافت ولودست پیکری نیز برای رسانیدن صداآماده گردید. پساز چند گفتگوی مختصر ،قوماندان امنیۀ ولایت درپشت مگرافون قرار گرفت وباخدای جهر اعلام نمود:
کوچی ها،اگرشترانشما زمین های زراعتی هزاره ها رانمی چرند،من خودم شتر می شوم واین زمین هارامی چرم.
این بود حل عادلانۀ این ماجراآنها تکه های بی کیفیت وبد ریخت پاکستانی راباخود می آوردند،این تکه ها رااز فراز روزن بام خانه –خانه های هزاره های مرکزی دروسط ببام خوسش روزندود روداشتند که به شکل عنودی متناسب با تنور خانه بود-به پایین پرتاب میکردند ونام رئس فامیل رامی گرفت ومیگفت:فلانی سال بعد این مقدارپول ویاروغن رابرای من پرداختنی هستی.
این خودش نداوم ماجرای "شرکت روغن"بود به گونۀ دیگر،سال بعد هر خانواره ناجار به پرداخت قرض ناخواستۀ شان بود. بازهم صدها خانواده به دلیل فقدان استطاعترداخت کوچی ها،ده ودیار شانراترک میگفتند وآواره میگردیدند. رض
درتحولات سیاسی،نظامی وفکری که باکودتای هفت ثور بوجود آمد،هزراره ثاوارد عر صه ی پرشور فعالیت های سیاسی ،نظامی وفرهنگی گردیدند.درجبهه ی چپ،تحصیل کرده های هزاره ،هر چندبنا به دلایل وعوامل متعددواز جمله به خاطر مگه صرفاً ایدئولوژیکی به مسائل و مشکلاتی=یده ی افغانستان،نتوانستنددرمیان هزاره ها جریان ورهبریی سیاسی وفکری ایجادنمایند،اماشخصیت های سیاسی مردم ماسلطانعلی کشتمندوکریم میثاق،به بلند ترین موقعیت های سیاسی کشور راه یافتند ودر جناح مخالف دولت وقت-مردم هزارهموفق شدند هزارستانرا ازادنمایند وخودگردانی میاسی هزاره ها رااحیاءنمایند ،جریانهای سیاسی متعددوتیپ های مختلفی از رهبران تبارز کردند. این رهبران بهطور کلی به به گروه تقسیم می شدند خوائین وارباب های محلی ،رهبران مربوط به تشیع نژادی ملاها وتحصیااکرده های نوگرائی مذهبی،دوگروه اول ودوم رهبران درجامعه هزاره شناخته شده بودند وریشه های عمیق اجتماعی ومذهبی داشتند. که شهید مزاری از میان این سهگروه خودرابرجسته ساخت واین راه پرازخطرودشواردامردانه پیمود واو نه مثل میریزدان بخش بهسودی خود رادردره های هزارستانو (روی یای تاریخی) هزاره هامحصور کرد،نه تسلیم یک قرن انزوای سیاسی هزاره ها گردید ونه هم افسون زده ی شعارهای کلی وانتزاعی دوران جهاد اسلامی شد. اوباشناخت دقیق وواقع بینانه ی تاریخ افغانستان (مشارکت درقدرت دولت مرکزی)
رابه عنوان استراتژی سیاسی هزاره ها مطرح کرد براساس تقاضا ومراجعه مکرر نماینده گان مردم هزاره
تاریخ1366-91 شمسی طرحپشنهادی تشکیل ولاین جدید مناطق هزاره نشین کشور از طرف شورای مرکزی ملیت هزاره ترتیب وتنظیم شد که (درکتاب سرزمین ورجال هزاره جات نوشته حسین نایل)چنین درج گردیده است.
اول: ولایت بامیان شامل ولسوالی های یکاولنگ ،شیبر،کهمرد سیغان ، شهیدان،بندامیر،فوالدی
دوم: ولایت پنجاب شامل ولسوالی های ورس،لعلوسرجنگل،ولسوالیجدید کرمان،ولسوالی جدید سرخ جوی
سوم: ولایت بهسود شامل ولسوالی های مرکزبهسود ،حصه اول بهسود، دایمیرداد،ولسوالی جدید سرچشمه ،ولسوالی چدید کوه بیرون وولسوالی ناهور
چهارم :ولایت دای کندی شامل ولسوالی های حصه اول شهرستان حصه دوم شهرستان ،ولسوالی کجران ،ولسوالی جدید خدیر،ولسوالی جدید سنگ تخت ت،ولسوالی جدید اشترلی، ولسوالی جدید تمزان ،گیزان ،خاص ارزگان
پنجم : ولایت جاغوری : شامل مالستان ،قره باغ ،اجرستان ،جغتو،ولسوالی جدید زیرک ،ولسوالی جدید شیردا،ولسوالی جدید سنگ سوراخ. این طرح پشنهادی ولایات جدید درزمان حیات شهید مزاری از طرف حزب وحدت اسلامی افغانستان تکسیل که براساس همان طرح ولایت جدید دای کندی تشکیل وفعال شده است وامیدواریم رهبران کنونی کشور این موضوع حیاتی رامد نظرگرفته ودر باره توجه دلسوزانه به خرج دهند باچهار ولایت دیگرنیز ایجادوتاسیس گردند.
مردم هزاره آرزو دارند که درچوکات دانشگاه بامیان دانشکده های شرعیات وحقوق فقه جعفری جهت تربیه جوانان هزاره بحیث قاضی ثارنوال تاسیس گرددتامشکلات مردم مادر امور قضائی وحقوقی بر اساس فقه جعفری حل وفصل وفقه جعفری در قوانین کلی کشور شامل وثبت گردندوباید مدارس دینی فقه جعفری بصورت رسمی درمناطق هزاره نشین بوجود اید تازمینه رسمیت این فقه درکشور فراهم وتامین شود.
مناطق هزاره نشین کشوردرادوار مختلف تاریخ از لحاظ اجتماعی واقتصادی همیشه موردغضب،تبعیض بی عدالتی ومظالم گوناگون زمامداران مستبد وفت قرارگرفته اند واین مناطق قصداً عقب نگهداشته شده است مناطق هزاره نشین کشور فاقدسرک اسفلت شده وحتی سرک اساسی خامه موتر روبوده که ارتباط مردم این محلات با مرکز وسایر محلات افغانستان رادشوار ساخته اند که برعلاوه بد مصافه تلفات انسانی زیادی رادرهنگام عبور ومرور به دیگرمناطق این مردم متحمل میشوند گرچه سرک هاهراه آسیائی که کابل رااز طریق ولایات ،وردک ،بامیان ،غور ودیگر مناطق هزاره نشین با ولایت هرات وصل مینماید کارآن تقریبآ سی سال قبل روی دست گرفته شد وبودجه آن ازطرف بانک جهانی آسیائی تمویل میشد بنابرتعصب وتتبعیض حکمرانان وقت وتداوم جمگ های داخلی کارساختمان آن تعطیل گردید وتا هنوز هم کدام کاری درین باره انجام نشده است ودر باره استخراج معدن آهن حاجیگگ که درساحه ولایت بامیان قرار دارد نیز کدام تدابیری اتخاذنشده اند .درایجاد وتاسیس شفاخانه –مراکز صحی-شهر سازی-میدان های هوائی –کمکاتب مسلکی وعالی –آب آشامیدنی صحی-خدامات زداعتی ومالداری نیز بی توجهی فراوان از طرف مسوولین امور بعمل میآید صرف اقدامات آنان دروعده وحرف باقی میماند آرزومنئیم رهبران کنونی کشوراین موضوعات حیاتی رامد نظرگرفته ودرباره توجه دلسوزانه به خرجدهند واز امکانات موجود کمک های خاجی برای بازسازی اقتصادی-اجتماعی وتقویت حاکمیت دولتی –اعمار سرک های اسفلت شده وبخصوص آغاز کار سرک شاهراه آسیائی اعمار شفا خانه ها وکلینیک هادر مرکز ومحلات –ایجاد موسیسات عالی تحصیلی ومسلکی –تطبیق نقشه های شهری مرکز بامیانومراکز ولسوالیها- اعماروتوسعه میدان های هوائی بامیان-شیبرتو –دشت غجور ویاتگاب برگ پنجاب –دره سرخ یکاولنگ –اشیغجیورس-دشت کرمانلعل وسرجنگل رشدزتراعت ومالداری –تجدید نظر برتعسیمات اداری –تشکیل چهار ولایت جدید پیشنهادی اعمار مناطق توریستیک- استخراج معادن آهن حاجیگگ-ذغال سنگ اشپشته- بازسازی شفاخانه سیل وجذام یکاولنگ –اعمارشهرک توریستیک دربند امیر یکاولنگ-احیاء وبازسازی تفرجگاه دره آچر کهمرد حیاءواعماربند برق ششپل مرکز بامیان ودرجابجائی وتقررکادر وزارت خارجه وغیره استفاده اعظمی بعمل آورند تادرنزدمردم مدیون باقی نمانند.
مردم هزاره به حیث ساکنان بومی افغنستان،به استقلال ،تمامیت ارضی وحاکمیت ملی کشور افتخار می نماید. بدون شگکرسیدن به وفاق ملی منوط به شرکت تمام اقوام ،قبایل وتبارهای خورد وبزرگ ،مطابق به تعداد نفوس شان در حیات سیاسی کشور می باشد مردم مابادرس های که از گذشتهءتاریخی خود گرفته است به درستی درک مینماید که ضمانت های بینالمللی درجهت تحقق دموکراسی ،عدالت اجتماعی،رعایت حقوق انسانی درکشور مابه وجود آمد است . پیدایی این ضمانت ها درکنارثمرات مختلف خویش ،این امید راتقویت می کند که تاریخ باردیگر برماتکرار نشودومردم ماگروه ،گروه دراثر عصبیت های قومی وقبیلوی به کشتار گاها،نروند.مشارکت ملی وقتی شکل عملی به خودمی گیردکه تمام ملیتهای افغنستان متناسب به تعداد نفوس شان در تمام نهادهی قدرت دولبی ومل یسهیم گردند. تنها بااشتراک چند وزیر در کابینه ،مشارکت ملی تامین شده نمیتواند ونبید هم بسیار دل خوش کننئه باشد. نهادهای قدرت ،از کابینه گرفته تاولایات ،ولسوالیها،علاقه داریها،سفارت خانه ها،نهادهای قضایی،شهر داریها،بدنه های کاری واجرایی وزازت خانه ها،غیره وغیره ،همه رااحتوامی نمایند. اگر درهمۀ این نهاذهای قدرت ،حضور ککادر های ملی تمام جوامع افغانستان ،مطابق به شعاع وجوی شان،تامین نشود نباید ازمشارکت ملی وعدالت اجتماعیفسخن گفت.
افغانستان امروز افغانستان دیروز نیست . تجربه های دیروز به بهای آسانی گرفته نشده بود که امروز به سادگی از کف نهاده شود. سرمایه خون وآوارگی ورنج میلیون ها انسان این مرزمین پشتیبان آن تجربه است . وقتی دیده می شود که مردم در این یاآنگوشه کشور دندنان روی جگر گذاشته ولب از لب پس نمی کنند ،تنهادر ذهن های بیمار تلقی رضایت ویاناآگاهی راخلق می کند. این سکوت می تواند تاملی برای تفکردقیق ترباشد،همجنانیکه میتواند آرامشی قبل از توفان نیز باشد. آیاکسی درآنبالاهاوجود دارد که معنای این سکوت رادرک کند؟وبه حال ملت،بیندیشد؟
عبرت گرفتن از گذشته ها،سخن گران بهای مردم مااست که «خوشبخت هاسرکسی می بینند وبدبختی ها سر خود» به نظر می رسد که هنوز فرصت است تادرجرگه خوشبخت هااز سرنوشت دیگران عبرت گرفتوراه طی شده دیگران رادوباره طی نکرد. درعصرآگاهی باید بااحترام آگاهی حرکت کرد وافغنستان جدید به سیاست های جدید به سنت های جدید ضرورت دارد .
سیاست های نا بخردانه ماایه رنج واندوه مردم مااست وهم مایه ضیاع نیرووانرژی واعماد جامعه بینالمللی . بهتراست میلیاردها دالر راخرج خریدن دشمنی نکنید خرج جذب دوستان وعزیزانملت خویش نمائد بجاست که مردم افغانستان باپشت سرگذاشتن تجربیات تلخ گذشته وقریب به سه دهه جنگ ودرگیری اختلافات خود راکنار بگذارند وبرای افغنستان آزاد،آباد ومستقل تلاش نمایند.به این نکته باید اذعان کرد،افغانستان علیرغم بیشینه ای تارخی وفرهنگی که دارد امروز نیز این کشور از سرمایه های علمی ،فرهنگی ،اقتصادی اثار تمدنی وباستانی فروانی برنخوردار می باشد که در خورت استفاده درست وبهینه ازین امکانات مادی ومعنوی ونیروهای فکری ،فرهنگی به توسعه افغانستان سرعت بخشیده واین کشور رادر زمره کشور های پیشرفته وتوریستی جهانقرار خواهدداد.